Pârsig B. Negizeš English Deutsch French P. Rišešenâsih Prevalence
Yâxtan -> yâz k. یاختن: عودت کردن; پس رفتن

یاختن: [ دَ ] (مص ) اراده کردن و قصد نمودن . (از برهان قاطع). آهنگ کردن . (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). گراییدن . متمایل شدن . مایل شدن . ナیل کردن . قصد چیزی کردن و روی آوردن یا نزدیک شدن یا کشیده شدن به سوی چیزی
to regress

to intend
-

beabsichtigen
-

entendre


Ϣiki-En _Dehxodâ
  1.0